سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه بخش چترود  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

سخنرانی امام جمعه محترم در مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) در دبیرستان دخترانه حضرت رقیه(س) ده زیار

ارسال شده توسط: مدیریت سایتبازدید شده: 34 مرتبه
دسته: سخنرانیتاریخ: 1400.10.22
 
سخنرانی حجت الاسلام ابراهیمی امام جمعه محترم در مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) در دبیرستان دخترانه حضرت رقیه(س) ده زیار مورخه 15 دی 1400



http://yascms.ir/emam/gozaresh/bb525.JPG


الحمدلله، الصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله آل الله .

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سیدة النساء العالمین ، السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)، السلام علیکم یا شهدا یا سعداء یا نجبا

توفیقی برای بنده حقیر شد تا در جمع شما دانش آموزان عزیز،ریاست محترم اداره آموزش و پرورش و همکاران ،معلمان و دبیران واساتید محترم حضور پیدا کنم. مقدم همه شما فرزندان عزیزم را گرامی میداریم،از مدیریت محترم آموزشگاه و همکاران شان که این جلسه بسیار ارزشمند را به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) و دومین سالگرد شهادت شپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهانش تشکیل دادند،تشکر وقدردانی میکنم.

علم و ایمان ، دو بال پرواز :

مهمترین عوامل موفقیت و پرواز در این آیه شریفه آورده شده است که « يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ...»(1) اگر میخواهید پرواز کنید و شخصیت مقبول واثرگذاری دراجتماع داشته باشید، به دو بال نیازمند هستید . انسان نیز همانند پرندگان،برای پرواز به دو بال نیاز دارد:" يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ " بال اول ایمان و باور است " وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ " بال دوم هم علم و دانش است. اگر در جان و روحی، علم و ایمان ریخته شود، برای دنیا ،کشور و خانواده مایه خیر و برکت خواهد بود، تاثیر ایمان به این صورت است که انسان در زندگی عبد باشد یعنی بنده باشد،این عبودیت قیمت دارد. امیرالمومنین(ع) دریکی از مناجات های خود می گوید: « إلهي ، كَفى لي عِزّا أن أكُونَ لكَ عَبدا » الهى! مرا همين عزّت و سرفرازى بس كه بنده تو هستم « و كَفى بي فَخرا أن تكونَ لي رَبّا» و همين افتخار بس كه تو خداوندگار من هستى (2) عبد بودن مهمترین امتیاز است ما در تشهد وقتی می گوییم : « وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ » اول شهادت به عبودیت حضرت رسول می دهیم و سپس شهادت به پیامبری و نبوت می دهیم، هر کس در دنیا به مقامی رسید و عزتی پیدا کرده است، به علت عبد خدا بودن است، عبد تمام امور خود را به مولایش واگذار می کند وسعی می کند در زندگی خواست مولایش را در نظر بگیرد و همواره در پی رضایت او باشد. روی انگشتر آیت الله بهجت وهمین طور بر روی سنگ قبر ایشان نوشته شده العبد یعنی بنده ؛ اگر این احساس در ما به وجود بیاید که ما بنده هستیم و خداوند مولای ماست همه چیز درست می شود .

بنده است یا آزاد؟

روزی حضرت باب‏الحوائج، موسی بن جعفر علیه‏السلام در بغداد از درب خانه « بشر حافی » می‏گذشت. صدای سازها و آوازها و رقصیدن‏ها و شادمانی‏ها از داخل خانه به وضوح به گوش می‏رسید و هر عابری را متوجه خود می‏ساخت. ناگهان کنیزکی از خانه بیرون آمد تا خاکروبه را خالی نماید. امام علیه‏السلام از آن کنیز پرسید: « صاحب این خانه عبد و بنده است یا آزاد؟ » کنیزک گفت: « این چه سؤالی است؟ صاحب این خانه، آزاد و حر است. » امام علیه‏السلام فرمود: « صدقت لو کان عبدا خاف من مولاه » آری! درست گفتی! اگر بنده بود از مولای خود می‏ترسید و این چنین به فسق و فجور نمی‏پرداخت. کنیز به خانه برگشت. « بشر » که بر روی سفره شراب و صدها گناه دیگر نشسته بود پرسید: « ای کنیز! چرا دیر کردی؟ » کنیز جریان را تعریف نمود و از سخنانی که بین او و امام علیه‏السلام رد و بدل گشت، بشر را آگاه نمود. ناگهان بشر، پای برهنه بیرون دوید و خود را به امام علیه‏السلام رسانید و گریه بسیار کرد و ضمن اظهار شرمندگی، عذرخواهی فراوان نمود(3) آری « بشر » مقصود امام علیه‏السلام را به نیکی دریافت و از اعمال زشت خویش توبه نمود و به دست ولایت تامه امام علیه‏السلام به سعادت جاودانی دنیا و آخرت نائل گشت. از آن‏جا که او هنگام توبه، پابرهنه بود، به او « بشر حافی » گفتند.(حافی یعنی پابرهنه).

آیه ای که باعث توبه راهزن مشهور شد:


فضیل بن عیاض ، یکى از راهزنان و دزدان زبردست بود که در اطراف سرخس جلوى قافله ها و کاروان ها را مى گرفت و اموال آنان را غارت مى کرد. از شنیدن نام او لرزه بر اندام مردم مى افتاد) روزى چشمش به دخترى افتاد و عاشق و دلباخته اش شد.جلو رفت و گفت : امشب به خانه شما مى آیم (منتظر باشید) به پدر و مادر خود بگو اطاقى آماده کنند و نردبانى کنار دیوار بگذارند که من از بام و دیوار وارد شوم . وقتى دختر این خبر را به پدر و مادر خود گفت ، آنان از ترس ، آنچه را که فضیل گفته بود انجام دادند و با ناراحتى ، استغاثه به خدا آوردند که شر او را از آنان برطرف گرداند . نیمه هاى شب ، صداى پاى فضیل به گوش آنان رسید، ناگهان فضیل در آن دل شب ، شنید کسى تلاوت قرآن مى کند و مشغول خواندن این آیه کریمه مى باشد. «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» (4) آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده است که دلهایشان در برابر یاد خدا و آن ، سخن حق که نازل شده است ، خاشع شود؟ چون این آیه به گوش فضیل رسید، یک باره پرده شهوت و غفلت را عقب زد، دیده باطنى اش باز شد و دانست ، آنچه را که باید بداند! آنگاه متوجه درگاه الهى گردید و بى اختیار فریادش بلند شد و عرض کرد: اى پروردگار من ! بلى ، وقت آن رسیده ، الان موقعى است که قلبها خاشع و نرم شوند! از همان جا برگشت ، و از وصال دختر صرف نظر کرد، رو به طرف خدا نمود و همانجا توبه نمود در راه برگشت به خرابه اى رسید. دید کاروانى در آنجا نموده ، بعضى از کاروانیان مى گویند: وقت کوچ کردن است ، حرکت نماییم ! بعضى دیگر مى گویند: حالا زود است ، بگذارید صبح شود، الان فضیل در راه است ، اگر حرکت کنیم به دست او گرفتار خواهیم شد. فضیل با صداى بلند گفت : خاطر جمع باشید فضیل دیگر آن فضیل سابق نیست ، او توبه کرده و دست از دزدى و راهزنى برداشته است! فضیل بعد از توبه کردن و توجه به خدا و عبادت ، به مقامات والایى رسید. او از جمله بزرگان و عرفا محسوب گردید و از زاهدان عصر خود به حساب آمد و شاگردانى نیز تربیت کرد. در پایان عمر، شهر مکه را اختیار کرد و در جوار کعبه مى زیست و همان جا در روز عاشورا بدرود حیات گفت .(5)

عبودیت ، راه عزت و سربلندی است همان راهی که حاج قاسم سلیمانی و علما و اهل بیت طی کردند. اگر انسان می خواهد به مقام و عزتی دست پیدا کند باید دست از تکبر و خودخواهی بردارد و راه و رسم عبودیت را طی کند این ایمان است.

تمرین و تکرار ، شرط یادگیری ماندگار:

پس یک بال پرواز، ایمان است و بال دیگر علم است ،علم سیری ناپذیر است، اهل مطالعه و تحقیق باشید و منحصر به کتب درسی نباشید، البته مطالعه هم فن و روشی دارد ، همین طوری انسان بجایی نمیرسد ما در حوزه برای مطالعه روش خاصی به نام مباحثه داریم. یک روش مطالعه این است که اول پیش مطالعه داشته باشید و قبل از کلاس، درس جدید را مطالعه کنید، چه بسا ۷۰درصد درس را در پیش مطالعه درک کنید و وقتی مطالعه می کنید جاهایی را که متوجه نمی شوید ،سوال در بیاورید. بعد وقتی سر کلاس می روید و استاد درس را توضیح می دهد، می توانید قسمت هایی که در پیش مطالعه برایتان نامفهموم بود را سوال کنید و چون از آگاهی قبلی دارید و مطالعه کرده اید درس را بهتر متوجه می شوید و بعداز کلای هم درس را دوباره بخوانید و برای خود تکرار کنید ،با مرور کردن درس بهتر در حافظه می ماند. ظاهراً بوعلی‌سینا(یا یکی دیگر از بزرگان) وارد روستایی میشود ، می گوید کتابی دارید به من بدهید بخوانم؟ به او کتاب موش و گربه عبید زاکانی را می دهند، فردا می پرسند کتاب را خواندی؟ می گوید آری نه یکبار، نه دوبار بلکه چهل بار آن را خواندم و هر بار که خواندم مطلب تازه ای یاد گرفتم، درس را هم با یک بار خواندن در شب امتحان، یاد نمی گیرید حتما باید چند مرتبه تکرار کنید.امروز روشها وسبک های مختلفی وجود دارد تا مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلندمدت منتقل شود .

همت والا داشته باشید:

نکته بعد اینکه در زندگی خود همت والا داشته باشید، اگر نیت شما این باشد که مثلا دیپلم بگیرید ، نرسیده به دیپلم خسته می‌شوید و اگر نیت این باشد لیسانس بگیرید ، دیپلم می گیرید. باید نیت کنید به قله تحصیلی برسید. یکی از بزرگان به پسرش سوال کرد: هدف تو چیست؟ در آینده میخواهی به کجا برسی؟ گفت میخواهم مانند شما بشوم. پدر گفت: من می خواستم مانند امام جعفر صادق(ع) بشوم ، این شدم، شما که میخواهی مثل من بشوی،مطمئن باش به جایی نخواهی رسید. باید افق دید انسان خیلی وسیع باشد و همت او باید بلند باشد .مثلا اگر نیت شما این است که به کرمان بروید، وسط راه که رسیدید خمیازه می کشید و خسته می‌شوید ولی اگر نیت شما این باشد به مشهد بروید تا فردوس هم احساس خستگی نمی کنید، در زمینه درس هم همت انسان باید این باشد که به بالاترین قله های علمی دست پیدا کند، اگر این نیت را داشتید موفق می شوید . پس عبودیت ، ایمان ، مطیع خدا و پیامبر خدا بودن ،مطیع امام معصوم بودن در کنار تحصیل علم ودانش می تواند انسان را به سعادت برساند، شهید سلیمانی واقعا این راه را طی کرده است. از هرچه بوی تکبر و خودخواهی است، پرهیز کرده است و خودش را ساخته است ، یک زمانی مقام معظم رهبری به شهید صیاد شیرازی (خدا رحمت کند این مرد بزرگ را) سردوشی می دادند، خیلی خوشحال بود، از او علت خوشحالی بیش از حدش را سوال کردند،گفت از دریافت سردوشی خوشحال نیستم ، خوشحالی من از این است که ولی فقیه و جانشین امام زمان از من راضی است . شهیدی بود به نام مرتضی جاویدی از فرماندهان مجاهد و فعال دوران جنگ تحمیلی بود و در بین عراقی‌ها به «اشلو» معروف شده بود، او خیلی شجاع بود یک تنه اندازه یک لشکر کار می کرد، دریکی از نبرد ها باعث پیروزی شد، او را نزد حضرت امام (ره)آوردند، امام پیشانی اورا بوسید ، خیلی عجیب است امروز هم توسل به این شهید باعث برآورده شدن حوائج است،نذر صلوات کنید تا حاجت بگیرید. شهید صیاد شیرازی شخصا سرقبر او می آید ، علت را سوال می کنند می گوید: چون حضرت امام(ره) پیشانی او را بوسیده است، همه چیز در زندگی شهید صیاد شیرازی رنگ خدایی پیدا داشت و رنگ ولایت و عبودیت گرفته بود.
این گونه زندگی معنا و ارزش پیدا می کند ،عزت پیدا می کند که امیر المومنین(ع) می گوید : خدایا عزت همین است که بنده تو باشم و نه بنده شیطان و هوای نفس و نه بنده پست و مقام و پول؛ این راه عزت ، سربلندی و موفقیت است. با بال ایمان و تقوا و همان عبد بودن و بال علم می توان به سمت سعادت پرواز کرد. در حدیث گرانقدری از مولاي متقیان ، حضرت علی (ع) داریم که می فرمایند : « العلم و الدین توامان، اذا افترقا احترقا » (6) علم و دین پیوسته با یکدیگرند و هر گاه جداي از هم شدند، آتش افروز خواهند بود. مانند آب گوارا که از دوگاز سوزان تشکیل شده است .علم و دین هم باید در کنار هم باشند، علم منهای دین سوزان وخطرناک است و بمب اتم می شود، دین منهای علم هم داعش می شود که باز خطرناک است و آدم می کشد ولی اگر علم و دین باهم در وجود کسی باشند ، هم عالم وهم دیندار باشد مایه افتخار است و اگر بین آنها جدایی افتاد سوزان و خطرناک خواهد شد.

حدیث کساء، نشان‌دهنده مقام وعظمت حضرت فاطمه(س) :

ایام شهادت حضرت زهراست، افتخار حضرت زهرا(س) عبودیت ، بندگی وایمان است، حضرت زهرا(س) مقام بلندی دارد. همه شما حدیث کسا را خوانده اید، حدیث کسا درس زندگی و ادب برای ماست، نحوه سخن گفتن مادر و فرزند، نحوه سخن گفتن همسران با هم ، نحوه سخن گفتن فرزند با پدر را به ما آموزش می دهد. هدف از حدیث کسا مشخص‌شدن اهل بیت رسول خداست، در قران آمده است : اهل بیت پاک هستند ولی اهل خانه پیامبر(ص) زیاد بودند، حضرت(ص) چند همسر داشتند و قرآن اهل بیت را معرفی نکرده است بنابراین باید درجایی اهل بیت مشخص و معرفی شوند و به همین جهت پیغمبر(ص) عبا را انداختند وفرمودند: همه زیر عبا بیائید وعبا را دور آنها انداخت و فرمودند: خدایا اینها اهل بیت من هستند، آن آیه تطهیر که عصمت اهل بیت است شامل حال اینها می شود ، ام سلمه آنجا حضور داشت وگفت : من هم به زیر عبا بیایم ؟ حضرت فرمودند: نه! تو انسان خوبی هستی ولی (اما در زمره این گروه و از اهل بیت نیستی (7)، بنابراین فلسفه انداختن عبا این است که در بین مسلمانان مشخص کنند که این تطهیر و عصمت وپاکی منحصر به امیرالمومنین(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن وامام حسین(ع)است وپیغمبر(ص) یک کار دیگری را هم انجام دادند،وقتی که آیه تطهیر نازل شد به مدت شش ماه وقتی که پنج وعده نماز را می خواستند، بخوانند ، می آمدند و در خانه امیرالمومنین(ع) می زدند و آیه تطهیر را می خواندند («انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»(8) خداوند اراده فرموده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت برطرف کند و شما را پاک و مطهر گرداند) یعنی مسلمانان اهل بیت من اینها هستند،در حدیث کسا هم آمده است : وقتی جبرئیل سوال می کند : " من تحت الکساء"زیر این عبا کیست؟ خدا می فرماید: " هم فاطمه وابوها وبعلها وبنوها " تنها اسمی که ذکر شده فاطمه است وشش مرتبه دیگر هم تکرار شده است یعنی در چهار کلمه هفت مرتبه نام فاطمه تکرار شده است که این نشان عظمت حضرت زهرا(س) است، خوب حالا چگونه تکرار شده است ؟" هم فاطمه وابوها" در زبان عربی به این "واو" واو عطف می گویند "و" یعنی فاطمه " ابوها" باز ها آن به فاطمه برمی گردد یعنی فاطمه وپدر فاطمه " وبعلها" بعل در زبان عربی یعنی شوهر،یعنی فاطمه وشوهر فاطمه،تا اینجانام فاطمه چهار مرتبه تکرار شده است " وبنوها" یعنی فاطمه وپسران فاطمه،تا اینجا شش مرتبه ویک مرتبه هم اسم ظاهر آمده است وجمعاً هفت مرتبه می شود، خدا چهارکلمه گفته است ونام فاطمه هفت مرتبه تکرار شده است واین نشان عظمت حضرت زهرا(س) است حالا حضرت زهرای با این عظمت یگانه فدایی امیرالمومنین(ع)وفدایی امامت و ولایت است، اگر فریادها واشکهای حضرت زهرا (س) نبود، قطعا امروز من و شما شیعه نبودیم،خدمتی که حضرت زهرا(س) انجام داده است، بالاترین خدمت به رسول خدا(ص) و به امیرالمؤمنین(ع) و بالاترین خدمت به انسانیت و اسلام است ، والا بعد رحلت رسول خدا(ص) کار تمام شده بود،کودتا شده بود، امیرالمومنین(ع) کنار گذاشته شده بود و دیگران را به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر تعیین شده بودند، فریاد و اشک فاطمه (س) در دفاع از مظلومیت علی(ع) بود که نگذاشت این تحریف صورت بگیرد و اسلام را نجات داد . امروز من و شما سرسفره فاطمه (س) نشسته ایم، سرسفره اهل بیت(ع) نشسته ایم. با همه عظمتی که حضرت زهرا(س) دارد ، فدایی امامت و ولایت است ، هم عبد است و هم مطیع . این درس بزرگی است که دراین ایام باید بگیریم.

توسل به حضرت زهرا (س) :

برخی سوال می کنند : چگونه گره های زندگی را باز کنیم؟ مشکلات زیاد شده است، چه کنیم؟ بنده از حجه الاسلام عالی سوال کردم که برای رفع مشکلات و برآورده شدن حوائج شما چه ذکری را از همه موثرتر می دانید؟ ایشان گفتند ۵۳۰ مرتبه ذکر « اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ » را دریک جلسه پشت سرهم بگویید که تجربه شده است وتاثیر زیادی در رفع گرفتاری و حوائج دارد.
(نام مبارک فاطمه که حرف پایانی آن تاء گرد عربی است ، طبق حساب حروف ابجد با عدد 530 برابر است.)

خدایا به آبروی حضرت زهرا (س) توفیق عبودیت و بندگی ، ایمان و کسب علم را به همه ما عنایت بفرما

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پی نوشت:

1- سوره مبارکه مجادله ،آیه 11

2- الخصال : 420/14.

3- منهاج الکرامه فی معرف الامامة، علامه حلی - الکنی و الألقاب، محدث قمی، ج 2، ص 168.

4- سوره مبارکه حدید، آیه 15

5- سفینه الابحار، ج 2،ص 369. و جلوه هاى تقوا،ص 26.

6- غررالحکم ، ص 46 ، ح 188

7- به" شواهد التنزیل" حاکم حسکانى جلد 2 صفحه 56 به بعد مراجعه شود

8-سوره مبارکه احزاب، آیه 33


چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.