سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه بخش چترود  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

شرم وحیا کلید همه خوبیها/در انتخابات کسی را انتخاب کنید که به دنبال خدمت صادقانه باشد نه میز ریاست

ارسال شده توسط: عرببازدید شده: 348 مرتبه
دسته: خطبه های نماز جمعهتاریخ: 1398.09.23
 
خطبه های نماز جمعه شهرستان زرند به امامت حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی امام جمعه محترم مورخه 98/09/22




http://yascms.ir/emam/gozaresh/bb525.JPG



خطبه اول


اَلحَمدُ اللِه رَبِ اِلعالَمینَ الصَلاة وَالَسلامُ عَلی عَبِداللِه وَ رَسُولِهِ وَحَبیبِه وَصَفیهَ وَحافِظِ سِرِه وَمُبَلغِ رِسالاتِه سِیدِنا وَ مَولانَا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَد صلی الله علیه وآله وسلّم وَعَلی آله الطَیِبینَ الطاهِرین المَعصُومینَ اَلهُداةِ المَهدیین وَالَلعنَ الدائم عَلَی اَعدائِهِم اَجمَعینَ ِاِلی قِیامِ یَومِ الدین .

اُوصیکُم عِبادَالله وَ نَفسی بِتَقَوَیَ الله

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) ، یا بقیة الله یا اباصالح (ع)، ادرکنا و اغثنا.

خشنودی مولایمان صاحب الزمان(عج) ، سلامتی رهبر عزیز و بزرگوار مان، شادی روح امام راحل عظیم الشأن، شادی ارواح طیبه شهدا ،شهدای والا مقام شهرستان، شهدای مدافع حرم، یگانه شهید مدافع حرم شهرستان شهید سرافراز علی عظیمی ،شادی دو شهید گرانقدر مهمان امروز نماز جمعه ، شادی ارواح مطهر شهدای گمنام شهرستان ، شهدای خدمت ، سلامتی خودتان و خانواده و فرزندانتان اجماعاً صلوات .
امیدوارم خداوند متعال ، این حضور مؤمنانه شما عزیزان را در نماز جمعه ، این خطبه، این نشستن و سکوت را در نماز جمعه ، از همه ما قبول بگرداند ، ذخیره ای ارزشمند برای دنیا و آخرت، مخصوصاً برای اولین لحظه ورود ما به عالم قبر و قیامت قرار بگیرد ، باز هم صلوات بر محمد وآل محمد (ص).

اولاً خیرمقدم عرض می کنم خدمت شما نمازگزاران عزیز، برادران و خواهران مکرمه ،از مدیران و مسئولین محترم ، دانش آموزان ، دانشجویان، کشاورزان ، بازاریان ، اقشار مختلف،ستاد برگزاری نماز جمعه ،فرماندهان محترم نظامی و انتظامی، سروران معظم روحانی ،از هیأت امنای مسجد جامع ، از قاری محترم، مجری محترم و مؤذن محترم ، از سخنران قبل از خطبه ها جناب آقای پور رنجبر مسئول محترم در شورای نگهبان شهرستان ، صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم.

این هفته یکی از صفات بسیار مهم اخلاقی که کلید همه خوبیهاست و هرکس به آن آراسته شد به همه خوبیها آراسته می شود و صفات بد از او دور می شود، با هم گفتگو می کنیم و حرف می زنیم. ان شاءالله که این خطبه کلاس درسی باشد اول برای گوینده بعد هم برای شما عزیزان شنونده و ان شاءالله مایه خیر وبرکت باشد.

شرم وحیا کلید همه خوبیها:

آن صفتی که کلید خوبیهاست ،صفت حیا و شرم است. حیا آن حالت و صفتی است که انسان از پروردگار خجالت می کشد که خودش را به گناه آلوده کند ، حیا از علم و آگاهی و معرفت می جوشد . هرمقدار که علم و آگاهی ما به ذات مقدس پروردگار بیشتر باشد ، شرم و حیای انسان هم بیشتر می شود . این صفت در زندگی بسیار مهم است و بی حیایی زمینه معصیت و تبهکاری را روز به روز در انسان بیشتر می کند ، بی حیایی زمینه فراوان گناه را در زندگی برای انسان فراهم می کند حیا با خجالت فرق دارد ، یک دفعه کسی کم حرف است و خجالت می کشد ، خجالت صفت نقص است مثلا فرد خجالت می کشد تا مسائل شرعی خودش را یاد بگیرد و یا خجالت می کشد از حقش دفاع کند این یک نقص است ولی حیا یک صفت متعالی است این صفت را خداوند هم دارد و همه پیامبران هم دارند ، همه اولیا خدا و مومنین اهل حیا هستند و خجالت می کشند که خدا را معصیت کنندو در محضر خداوند گناه کنند، برخی از بزرگان حتی در منزل هم تکیه نمی دهند. حضرت آیت الله جوادی آملی این مربی و مفسر بزرگ قرآن حتی در ماشین هم به صندلی تکیه نمی دهند و همیشه در مقابل پروردگار متواضع و فروتن بودند .

ده ویژگی بارز اخلاقی از بیان امام صادق(ع):

امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: « اَلمَكارِمُ عَشرٌ ، فَإنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن...» مكارم ده تاست ، اگر مى توانى آنها را داشته باش ... : « صِدقُ الَبسِ » استقامت در سختى ها « وَصِدقُ اللِّسانِ » راستگويى « وَأداءُ الأمانَةِ » امانتدارى « وَصِلَةُ الرَّحِمِ » صله رحم « وَإقراءُ الضَّيفِ ميهمان نوازى وَ إطعامُ السّائِلِ » اطعام نيازمند « وَالمُكافاةُ عَلىَ الصَّنائعِ » جبران كردن نيكى ها « وَالتَّذَمُّمُ لِلجارِ » رعايت حق و حرمت همسايه « وَالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ » مراعات حق و حرمت رفيق « وَرَأسُهُنَّ الحَياءُ» و در رأس همه، حيا.(1) اگر حیا باشد همه اینها در وجود انسان تجلی پیدا می کند.

حیای حضرت زهرا(س) برای امیرالمومنین(ع):

یک روز علی بن ابیطالب علیه السلام سخت گرسنه بود، به حضرت فاطمه گفت: آیا نزد تو غذایی هست؟گفت: سوگند به خدایی که پدرم را به نبوّت مبعوث گردانید و تو را وصی او قرار داد! هیچ چیز نزد من نیست و دو روز است که طعامی نداشته ایم جز غذای مختصری که آن را به تو داده ام و تو را بر خود و این دو پسرم، حسن و حسین، مقدّم داشته ام.علی علیه السلام فرمود: چرا به من نگفتی تا چیزی برای شما تهیه کنم؟ فاطمه گفت:« یا اباالحسن انّی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک مالاتقدّر علیه » ای ابوالحسن! من از خدای خود شرم می کنم چیزی را که توانایی آن را نداری، بر تو تحمیل کنم. (کسانی که با زبان عربی آشنا هستند می دانند که یا ابا الحسن کُنیه امیرالمومنین(ع) است ونوعی با احترام صدا زدن است.اگر همسر خود را در خانه با احترام صدا زدید ، فرزندان شما هم خوب تربیت می شوند. برخی فکر می کنند که هر طور آرزو کنند بچه ها آن گونه تربیت می شوند ، خیر فرزندان ما آن طور که ما می خواهیم تربیت نمی شوند بلکه طوری که ما زندگی کنیم ، تربیت می شوند. از مادر نمونه ای که همه فرزندانش تحصیلات عالیه داشتند و خوب تربیت شده بودند ، سوال کردند که شما چه کردی که فرزندانت اینگونه تربیت شدند؟ گفت: من قبل از اینکه به فرزندانم بگویم،چکار کنند، خودم آن کارا انجام می دادم. این نتیجه تربیت صحیح است . بعضی خانواده ها، فرزندانشان بی ادب هستندو فحش می دهند گمان می کنند کسی از بیرون منزل به آنها یاد داده است ، خیر وقتی زن و شوهر با هم بد حرف بزنند ، فرزندان هم یاد می گیرند، آنها محصول تربیت شما هستند و تربیت هم تدریجی است و همینکه فرزندان از پدر ومادر خود الگو می گیرند. در همین روایت حضرت زهرا (س) ، امیرالمومنین(ع) را با نام ابا الحسن صدا می کنند و با احترام می گویند: من از خدای خود شرم می کنم چیزی را که توانایی آن را نداری، بر تو تحمیل کنم.

کمک وانفاق امیرالمومنین(ع) به مقداد:

در ادامه امیرالمومنین(ع) از نزد فاطمه با توکل به خدا، بیرون آمد و یک دینار قرض کرد. در حالی که دینار را در دست داشت و می خواست برای خانواده خود چیزی خریداری کند، «مقداد» را دید که وضعی نگران کننده واسفبار داشت. فرمود: مقداد! چه چیزی موجب شده که در چنین هوای سوزان و پرحرارتی از خانه بیرون آمده ای؟ عرض کرد: ای ابوالحسن! مرا واگذار و از حالم پرسش ننما؟ فرمود: برادر! غیر ممکن است تا از حالت آگاه نگردم، تو را رها سازم. مقداد گفت: برادر! به خاطر خدا، مرا واگذار و از حالم جویا نشو.علی علیه السلام فرمود: ممکن نیست که تو را رها سازم ... مقداد گفت: علی جان! اینک که اصرار می ورزی، برای تو می گویم. به خدایی که محمّد را به نبوّت و تو را به وصایت گرامی داشت! گرسنگی خانواده ام، مرا چنین آشفته ساخته و از خانه بیرون کشیده است. از نزد اهل بیتم آمده ام در حالی که آنان از گرسنگی به خود می پیچیدند. هنگامی که گریه اهل و عیالم را دیدم، نتوانستم قرار گیرم؛ لذا از خانه بیرون آمدم.اشک از چشمان علی علیه السلام بر محاسن مبارکش جاری گردید. به مقداد فرمود: به خدا سوگند! همان چیزی که تو را نگران از خانه بیرون آورد، مرا نیز از خانه بیرون آورد. و اینک، دیناری قرض کرده ام ولی تو را بر خود مقدّم می دارم. دینار را به مقداد داد و خود به مسجد بازگشت، نماز ظهر، عصر و مغرب را در مسجد خواند.

نتیجه انفاق امیرالمومنین(ع) به مقداد:


وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله نماز مغرب را به پایان برد، از کنار علی علیه السلام عبور کرد؛ آن حضرت در صف اوّل نماز قرار داشت، اشاره به او کرد، علی علیه السلام از جای برخاست و دنبال رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد و جلو یکی از درهای مسجد به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله رسید. سلام کرد، آن حضرت پاسخ علی علیه السلام را داد و فرمود: «ای ابوالحسن! آیا نزد تو چیزی برای شام هست که همراه تو بیایم؟» علی علیه السلام سر به زیر افکند و ساکت ماند و از خجالت نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله متحیر بود که چه جوابی بدهد؛ ولی پیامبر بر اساس وحی، جریان دینار را و این که از کجا تهیه کرده و به چه کسی بخشیده بود، می دانست و خدای متعال به پیامبرش دستور داده بود که آن شب را نزد علی علیه السلام باشد. لذا پیامبر چون سکوت علی علیه السلام را مشاهده کرد، فرمود: «ای ابوالحسن! چرا نمی گویی نه، تا باز گردم یا آری، تا همراه تو بیایم؟»علی علیه السلام عرض کرد: بفرمایید ای رسول خدا! در خدمت شما هستم. پیامبر، دست علی علیه السلام را گرفت و آمدند تا وارد منزل شدند، در حالی که فاطمه علیهاالسلام در محراب نماز خود نشسته بود، نمازش را تمام کرده بود و پشت سر او دیگی قرار داشت که بخار از آن متصاعد بود. فاطمه علیهاالسلام چون صدای پیامبر را در خانه خویش شنید، از محراب عبادت خارج شد و بر آن حضرت سلام کرد و او عزیزترین فرد، نزد پیامبر بود پیامبر جواب سلام او را داد و دست مبارک بر سرس کشید و فرمود: «دخترم! چگونه روز را به شب آوردی؟ خدای متعال تو را رحمت کند، برای ما غذا بیاور. خداوند، تو را بیامرزد.» آن بانوی بزرگوار، دیگ را برداشت و نزد پدر و شوهرش نهاد، علی علیه السلام چون غذا را دید و بوی دلپذیر آن را استشمام نمود، فرمود: ای فاطمه! این غذا از کجا برایت آمده است که هرگز همرنگ آن را ندیده ام و رایحه ای به دلپذیری آن نبوئیده ام و پاکیزه تر از آن نخورده ام؟! (2) این غذا یک غذای بهشتی بود و نتیجه انفاقی بود که امیرالمومنین(ع) به مقداد کرده بود. ویا در جایی دارد که حضرت زهرا فرمودند: یک عربی درب خانه را زد و این غذا را داد وگفت: اینها را علی فرستاده است ، پیامبر(ص) خدا را شکر کردند وفرمودند خدا را شکر می کنیم همانطور که برای حضرت مریم از بهشت غذا می آمد برای فاطمه هم از بهشت غذا آمد ، منظور من از نقل این داستان بحش حیای آن بود.

حیای حضرت یوسف در مقابل خدای متعال:

یک داستان دیگر عرض کنم : زلیخا که عاشق یوسف شد مرتب جلوی یوسف عشوه گری میکرد، یک روز به یوسف می گفت: چه صورت و موهای زیبایی داری، یوسف گفت: وقتی بمیرم این صورت و موها هم خاک می شوند. بالاخره از راههای مختلف خودش سعی داشت تا یوسف را جذب خود کند ، یک روز آرایش کرد و زیباترین لباسش را پوشید و درها را هم قفل کرد و همه چیز برای گناه مهیا بود، در این هنگام زلیخا پارچه ای روی بت که خدای او بود انداخت ،حضرت یوسف سوال کرد این چه کاری است؟ زلیخاگفت : من خجالت می کشم و حیا می کنم از اینکه جلوی بت این کار را بکنم بنابراین پارچه ای روی آن انداختم. حضرت یوسف فرمود : تو از بتی که نه می بیندو نه می شنود خجالت می کشی و حیا می کنی ،چطور من در مقابل خدایی که مرا آفریده و حاضر و ناظر من است خجالت نکشم . (3) منظور از این داستان هم حیاست، بنابراین صفت حیا و شرم یک صفت ویژه است که انسان باید روز به روز بیشتر آن را در خودش تقویت کند.

حیای حضرت موسی در مقابل دختران شعیب:

داستان بعد این است که حضرت موسی وقتی از دست فرعونیان فرار کرد به شهر مدین رسید، در این مدّت غذای او سبزی‌های بیابان بود و براثر پیاده‌روی پایش آبله زد، هنگامی‌که به نزدیک مَدْین رسید، گروهی از مردان را در کنار چاهی دید که از آن چاه با دلو، آب می‌کشیدند و چهار پایان خود را سیراب می‌کردند، در کنار آنها دو دختر را دید که مراقب گوسفندهای خود هستند و به چاه نزدیک نمی‌شوند، نزد آنها رفت و گفت: «چرا کنار ایستاده‌اید؟ چرا گوسفندهای خود را آب نمی‌دهید؟» دختران گفتند: «پدر ما پیرمرد سالخورده و شکسته‌ای است، و به جای او ما گوسفندان را می‌چرانیم، اکنون بر سر این چاه مردها هستند، در انتظار رفتن آنها هستیم تا بعد از آنها از چاه آب بکشیم.» (این نشان می دهد که زنان هم می توانند کار کنند حتی چوپانی) در کنار آن چاه، چاه دیگری بود که سنگی بزرگ برسر آن نهاده بودند که سی یا چهل نفر لازم بود تا با هم آن سنگ را بردارند، موسی (علیه‌السلام) به تنهایی کنار آن چاه آمد، آن سنگ را تنها از سر چاه برداشت و با دلو سنگینی که چند نفر آن را می‌کشیدند، به تنهایی از آن چاه آب کشید و گوسفندهای ان دختران را آب داد. آنگاه موسی، از آنجا فاصله گرفت و به زیر سایه‌ای رفت و به خدا متوجّه شد و گفت: «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ » (4) پروردگارا! هر خیر و نیکی به من برسانی، به آن نیازمندم. دختران سریع نزد پدر پیر خود که حضرت شعیب (علیه‌السلام) پیامبر بود، بازگشتند و ماجرا را تعریف کردند، شعیب یکی از دخترانش (به نام صفورا) را نزد موسی (علیه‌السلام) فرستاد و گفت: «برو او را به خانه ما دعوت کن، تا مزد کارش را بدهم.» صفورا در حالی‌که با نهایت حیا گام برمی‌داشت نزد موسی (علیه‌السلام) آمد و دعوت پدر را به او ابلاغ نمود،(منظور از نقل این داستان همین حیا داشتن دختر شعیب بود ، حیا در رفتار ، حیا در گفتار، حیا در راه رفتن اینکه دختر شعیب با موسی در حد ضرورت صحبت کرد که پدرم از من خواسته شما را نزد او ببرم تا مزد شما را پرداخت کند و هیچ سخن اضافه دیگری را نگفت ، که مثلا تو که هستی ؟ از کجا آمده ای ؟ برای چه آمده ای؟ غذا خورده ای؟ و... ) موسی (علیه‌السلام) به سوی خانه شعیب حرکت کرد، در مسیر راه، دختر که برای راهنمایی، جلوتر حرکت می‌کرد، دربرابر باد قرار گرفت، باد لباسش را به بالا و پایین حرکت می‌داد، موسی (علیه‌السلام) به او گفت: «تو پشت سر من بیا، هرگاه از مسیر راه منحرف شدم، با انداختن سنگ، راه را به من نشان بده. زیرا ما پسران یعقوب به پشت سر زنان نگاه نمی‌کنیم.»(این رفتار موسی هم نشان از حیا اوست .) صفورا پشت‌سر موسی آمد و به راه خود ادامه دادند تا نزد شعیب (علیه‌السلام) رسیدند .شعیب (علیه‌السلام)از موسی (علیه‌السلام) استقبال گرمی کرد. در این میان یکی از دختران شعیب (علیه‌السلام) گفت: «ای پدر! او (موسی) را استخدام کن، چرا که بهترین کسی را که می‌توانی استخدام کنی همان کسی است که نیرومند و امین باشد.» شعیب گفت: «نیرومندی او از این جهت است که او به تنهایی سنگ بزرگ را از سرچاه برداشت و با دلو بزرگ آب کشید، ولی امین بودن او را از کجا فهمیدی؟» دختر جواب داد: در مسیر راه به من گفت: پشت‌سر من بیا تا باد لباس تو را بالا نزند، و این دلیل عفّت و پاکی و امین بودن او است. (5) این صفت حیاست ، خداوند اهل حیاست ، پیامبران اهل حیا هستند ،حضرت زهرا(س) اهل حیاست ، چه خوب است که همه ما این صفت ویژه را در خودمان روز به روز تقویت کنیم.

خطبه دوم

اَلحَمدُ اللِه رَبِ اِلعالَمینَ الصَلاة وَالَسلامُ عَلی عَبِداللِه وَ رَسُولِهِ وَحَبیبِه وَصَفیهَ وَحافِظِ سِرِه وَمُبَلغِ رِسالاتِه سِیدِنا وَمَولانَا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَدصلی الله علیه وآله وسلّم وَعَلی آله الطَیِبینَ الطاهِرین المَعصُومینَ اَلهُداةِ المَهدیین وَالَلعنَ الدائم عَلَی اَعدائِهِم اَجمَعینَ ِاِلی قِیامِ یَومِ الدین.

اُوصیکُم عِبادَالله وَنَفسی بِتَقَوَیَ الله.

در آغاز خطبه دوم خود و همه شما برادران و خوهران را دعوت می کنم به تقوی الهی . در توصیه به تقوی ، تقوی را در نعمت های خدا مراعات کنید ، اسراف زندگی انسان را نابود می کند و نعمت را از کف انسان می رباید . روزى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله نزد عايشه رفت و تكه نانى را مشاهده نمود كه نزديك بود عايشه آن را پايمال كند. پيامبر آن را برداشت و تناول نمود. سپس فرمود: « يَا حُمَيْرَاءُ أَكْرِمِي جِوَارَ نِعَمِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكِ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ مِنْ قَوْمٍ فَكَادَتْ تَعُودُ إِلَيْهِمْ » (6)اى حميرا! نعمت‌هايى را كه خداوند به تو عطا كرده گرامى دار؛ زيرا نان از نزد هيچ قومى فرار و كوچ نكرده است كه به اين زودى به آنان بازگردد. (اگر نعمت از کف رفت، به دست آوردن آن مشکل است) . بنابراین باید قدردان همه نعمت های باشیم که خدا به ما داده است ، نعمت آب ، برق ،گاز ، خوراک ، نعمت نان ، چقدر اسراف نان داریم ، باید به اندازه مصرف کرد.

آمار بالای تصادفات رانندگی در زرند:

نکته دوم در توصیه به تقوی ، توصیه به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است. سالی 16 هزار نفر از مردم در حوادث رانندگی کشور کشته می شوند. چندوقت قبل آماری به بنده دادند که در همین شهرستان در7-8 سال اخیر ، حدود 641 نفر جان خودشان را در سوانح رانندگی از دست داده اند که سن عمده آنها زیر 35 سال بوده است . بیش از 600 نفر از قشر جوان مولد بخاطر عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی سینه در خاک گذاشتند. همه فقها فتوی دادند که تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی حرام شرعی است. چون عدم رعایت قوانین راهنمایی رانندگی هم موجب ضربه زدن مالی و جانی به خود انسان است و هم به دیگران . بنابراین رعایت مقرارت راهنمایی رانندگی هم رعایت تقوی است ولو در شب که کسی نیست هم باید قانون را رعایت کنید.

پایبندی حضرت امام به قوانین کشور فرانسه در تبعید:

حضرت امام(ره) بی دلیل به مقام نرسید ، امام بزرگوار ما در تمام ابعاد امام بودند، نقل می کنند هنگامی امام(ره) در فرانسه بودند، گوسفندی را در خانه ذبح کردند و غذایی را درست کردندو نزد امام آوردند، امام فرمود من از این غذا نمی خورم زیرا بر خلاف قوانین فرانسه که حتما دام باید در کشتارگاه ذبح شود ، شما در منزل ذبح کردید من از این غذا نمی خورم. نفرمودند حرام است ،فرمودند من از این غذا نمی خورم. تا این حد امام در زندگی دقیق بودند ،آن وقت ما قوانین رهنمایی را رانندگی را رعایت نمی کنیم و هر گونه خواستیم حرکت می کنیم.در شب سو بالا می زنیم که چشم راننده مقابل اذیت بشود و سرعت زیاد و سبقت نابجا داریم ،این خود نوعی بی تقوایی در زندگی است .

رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی:


بنابراین لازم است همه در زندگی قوانین راهنمایی رانندگی را رعایت کنیم. در این هشت ساله در زرند ما بیش از 16 هزار نفر در سوانح رانندگی مجروح شدندو به بیمارستان اعزام شدند.پس در توصیه به تقوی لزوم رعایت قوانین رانندگی را یاد آور می شویم . استفاده از کمر بند ایمنی ، استفاده از کلاه ایمنی برای موتور سواران ، عدم استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی، با حوس جمع رانندگی کردن ، رعایت حق تقدم و یک مرتبه به سمت چپ و راست نپیچیم از جمله نکاتی است که باید در حین رانندگی توجه داشته باشیم و مسئولین هم تلاش داشته باشند تا نقاط حادثه خیز شهرها را درست کنند .

نقش مردم درماندگاری نظام اسلامی:

آخرین نکته راهم عرض کنم و آن این است که حضور مردم نقش بسیار مهمی در برپایی نظام جمهوری اسلامی دارد ، اگر شما در صحنه نباشید اسلام هم نمی ماند. نه تنها نظام جمهوری اسلامی بلکه امیرالمومنین هم بدون پشتوانه مردمی نمی تواند کاری انجام دهد ، اگر مردم نباشند امیرالمومنین با آن همه قدرت و صلابت باید خانه نشین شود . امروز اگر ولی فقیه و رهبر ما مبسوط الید است ومی تواند احکام دین خدا را اجرا کند برای این است که مردم در میدان حضور دارند و نظام را حمایت می کنند، انتخابات مجلس در پیش است نگویید به من ربطی ندارد ، برافراشته بودن خیمه اسلام و قران و ولایت و خیمه امام حسین به علت در صحنه بودن شما مردم است . بنابراین حضور همه شما مردم در هرکجا که نظام جمهوری اسلامی نیاز دارد ، در واقع به معنای برپا داشتن قرآن ونماز و خیمه اسلام است . ان شاءالله و به خواست خداوند همه در انتخابات پیشرو حضور پیدا کنند .

انتخابات در فضای آرام برگزار شود:

شهر باید در آرامش باشدو فضای شهر بایدآرام باشد. ما می خواهیم برای خدا قدم برداریم و به دنبال دعوا نیستیم ،دعواهای خط و جناحی در شهرستان ما دیگر رنگ باخته است و جایی ندارد. اگر قرار شد یک کاندیدای مجلس دیگری را تخریب کند ، قطعا این فرد مناسب نمایندگی نیست . باید به نماینده ای که می خواهد با پا روی دوش دیگران گذاشتن ،خودش را بالا بکشد، شک کرد. هر کس باید خودش را معرفی کند و از توانایی های خودش را بگوید که من فلان توانایی ها را دارم و فلان کارها را می توان انجام بدهم.ما نمی خواهیم شهر ما، محل بگو مگو و دعوای سیاسی باشد . باید بتوانیم در آرامش حرکت کنیم وکسی را انتخاب کنیم که از هرجهت و واقعا برای شهر ما مفید باشد .باتوکل بخدا حرکت می کنیم اگر آن فرد رأی آورد چه بهتر و اگر رأی نیاورد ، ما وظیفه و تکلیف خودمان را ادا کردیم و طبق قانون هرکسی بیشترین رأی را آورد و حائز اکثریت آراء مردم شد، نماینده همه است. و ما هم باید توجه داشته باشیم که هر کسی را انتخاب کردیم در اعمال او شریک هستیم ، خدای نکرده اگر بد کار کند ،ما او را انتخاب کردیم و ما هم مسئولیم و نمی توانیم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم : « وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» (7) در قیامت ما را نگه می دارند و از ما سوال می کنند که چرا به این فرد رای دادید و تحقیق و بررسی نکردیدو در وظیفه خود کوتاهی کردید، چرا مشورت نکردیدو به فکر خود مراجعه نکردید و خطی وجناحی رای دادید؟ بنابراین انتخابات در نظام اسلامی با سایر کشورها فرق دارد. امیرالمومنین می فرماید: حکومت برای رسیدن به نان و آب نیست بلکه در خدمت به مردم است. ان شاءالله کسی را انتخاب کنید که مفید فایده و خدمتگزار صدیق مردم و دین و امام و شهدا و رهبر باشد.

خدایا عاقبت همه ما راختم بخیر بگردان


پی نوشت:

1- غررالحكم، ج6، ص441، ح10926

2- بحار الانوار» ج 43، ص 61 - 59

3- عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۴۵

4- سوره مبارکه قصص،آیه۲۴

5- بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۵۹-58

6- الکافي ؛ ج 6 , ص 300

7- سوره مبارکه صافات،آیه 24




http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3514.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3515.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3516.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3517.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3518.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3519.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3520.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3521.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3522.jpg

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.