سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه بخش چترود  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

زکات عامل تزکیه وپاکی روح/ایستادگی ومقاومت رمز پیروزی

ارسال شده توسط: عرببازدید شده: 325 مرتبه
دسته: خطبه های نماز جمعهتاریخ: 1398.07.06
 
خطبه های نماز جمعه شهرستان زرند به امامت حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی امام جمعه محترم مورخه 98/07/06



http://yascms.ir/emam/gozaresh/bb525.JPG




خطبه اول

اَلحَمدُ اللِه رَبِ اِلعالَمینَ الصَلاة وَالَسلامُ عَلی عَبِداللِه وَ رَسُولِهِ وَحَبیبِه وَصَفیهَ وَحافِظِ سِرِه وَمُبَلغِ رِسالاتِه سِیدِنا وَ مَولانَا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَد صلی الله علیه وآله وسلّم وَعَلی آله الطَیِبینَ الطاهِرین المَعصُومینَ اَلهُداةِ المَهدیین وَالَلعنَ الدائم عَلَی اَعدائِهِم اَجمَعینَ ِاِلی قِیامِ یَومِ الدین .

قال الله الحکیم فی کتابه : « وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» (1)

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) ، یا بقیة الله یا اباصالح (ع)، ادرکنا و اغثنا.

اُوصیکُم عِبادَالله وَ نَفسی بِتَقَوَیَ الله

خشنودی مولایمان صاحب الزمان(عج) ، سلامتی رهبر عزیز و بزرگوار مان، شادی روح امام راحل عظیم الشأن، شادی ارواح طیبه شهدا ، شهدای والا مقام شهرستان، شهدای مدافع حرم، یگانه شهید مدافع حرم شهرستان شهید سرافراز علی عظیمی ، شادی دو شهید گرانقدر مهمان امروز نماز جمعه ، شادی ارواح مطهر شهدای گمنام شهرستان ،شهدای خدمت ، سلامتی خودتان و خانواده و فرزندانتان اجماعاً صلوات.
امیدوارم خداوند متعال ، این حضور مؤمنانه شما عزیزان را در نماز جمعه ، این خطبه، این نشستن و سکوت را در نماز جمعه ، از همه ما قبول بگرداند ، ذخیره ای ارزشمند برای دنیا و آخرت، مخصوصاً برای اولین لحظه ورود ما به عالم قبر و قیامت قرار بگیرد ، باز هم صلوات بر محمد وآل محمد (ص).

اولاً خیر مقدم عرض می کنم خدمت شما نمازگزاران عزیز، برادران و خواهران مکرمه ،عزاداران سیدالشهدا، از مدیران و مسئولین محترم ، دانش آموزان مدارس ، اقشار مختلف ، ستاد برگزاری نماز جمعه ، عزیزانمان در مصلی که فضا را برای برگزاری نماز جمعه فراهم کردند، فرماندهان محترم نظامی و انتظامی، سروران معظم روحانی ، از هیأت امنای مسجد جامع ،از قاری محترم، مجری محترم و مؤذن محترم ، از سخنران قبل از خطبه ها جناب سرهنگ ایرانمنش که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس مطالبی را بیان کردند، صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم.ان شاءالله خدای متعال این سعی همگانی را از همه شما و ما نسبت به برپایی باشکوه نماز جمعه مهمترین عمود و شعار دین از همه ما قبول بگرداند.

به فرمایش حاج آقای قرائتی که فرمودند این همه سخنرانی و خطبه داریم،کاش یک سخنرانی هم در مورد زکات می شد ، این همه تبلیغ رفتید یک بار هم در مورد زکات تبلیغ کنید.بنابراین امروز و خطبه اول من نسبت به یکی از واجبات مهم دینی یعنی بحث زکات است.

نماز پایه اول دین

از پایه های دین اول نماز ، دوم زکات است ،اول ارتباط با پروردگار در قالب نماز و عبادت که اگر آن نباشد هیچ چیز سرجایش نیست ،با نماز یک ضامن اجرا در وجود انسان، درست می شود. اگر ما انسانها با پروردگار ارتباط نداشته باشیم، مانند شاخه درختی هستیم که او را از درخت ببرند و جدا کنند ما وصل به توحید هستیم حیات ما و حیات روح ما و حیات معنوی ما این است که به درخت توحید وصل بشویم ، ذکر خدا ، حیات قلب و حیات دل انسان است ، نماز ذکر خداست .

زکات پایه دوم دین:

دوم ارتباط با مردم و کمک کردن به مردم است . این دو پایه دین است . بنابراین مسلمانی که ارتباط با خدا دارد ولی اهل خیرو اهل کمک نیست ، نصف دینش کامل نشده است و سومین پایه دین ولایت و رهبری یعنی پذیرش رهبری مردان دین است ؛ این سه جز پایه های دین هستند که هیچ کدام بدون دیگری نمی شود ، نماز وزکات باشدولی حاکمیت امام معصوم و در عصر غیبت جانشین امام معصوم نباشد ،نماز و زکات هم از بین می رود این سه رکن دین، به هم وصل است وباید در جامعه باشد. امروز بحث من در مورد زکات است خواهش دارم برادران و خواهران مطالبی را که خدمت شما عرض میکنم به قول آقای قرائتی زیادی گوش بدهید. ما نوعا فکر می کنیم زکات به ما تعلق نمی گیردو متعلق به مواردی چون : گندم ، جو ، خرما کشمش و طلا و نقره است و ما هیچکدام از اینها را نداریم ولی در قرآن بعد از نماز از زکات نامبرده شده است و خداوند فرموده : نماز بخوانیدو زکات بدهید . به نظر شما می توان گفت خداوند دستوری داده است که عامه مسلمانان را شامل نشود یعنی این همه آیات در باب زکات خدا نازل کرده ولی شامل حال بسیاری از ما نمی شود چون ما نه جو وگندم و خرما و کشمش داریم و نه گاو و گوسفندو طلا و نقره داریم.نوعا نگاه که می کنیم « وأقيموا الصلاة» شامل ما می شود ولی « وآتوا الزكاة » شامل ما نمی شود این حرف که زکات شامل ما نمی شود، صحیح نیست چرا؟ چون خدا دستور به خواندن نماز و پرداخت زکات داده است مراد از زکات انفاق کردن است ، نماز یعنی رابطه با خدا داشته باشیم و زکات یعنی در حد توان کمک حال دیگران باشید این معنای لغوی زکات است، ما یک زکات داریم در فقه مطرح شده است ، اصطلاح زکات در فقه همین جو و گندم و... است .معنای زکات در قرآن که می فرماید نماز بخوانید و زکات بدهید یعنی انفاق کنید.

انفاق در راه خدا:

حال به چه دلیل زکات یعنی انفاق؟ از خود آیات قرآن پاسخ می دهم: خدای متعال می فرماید «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (2)در این آیه خداوند می فرماید : ولی و سرپرست شما خداست ، پیشوا و رهبر شما پیغمبر است، بعد از خدا و پیامبر ،رهبری و پیشوای شما آن مؤمنی است که نماز می خواند و یک علامتی دارد و آن اینکه در حال نماز ، زکات می دهد، شأن نزول این آیه چیست؟

انفاق امیرالمومنین(ع) در رکوع:

امام باقر(ع) نقل شده است که گروهی از یهودیان مسلمان شدند ، به خدمت پیامبر(ص) آمدند و گفتند: ای پیامبر خدا! موسى، یوشع بن نون را وصى خود کرد، وصى شما کیست؟ چه کسى پس از تو سرپرست ما است؟ در این هنگام آیۀ مبارکۀ « اِنِّما وَليُّكُمْ اللهُ ....» نازل شد . سپس رسول خدا(ص) به مسجد رفت و از فقیری که از مسجد خارج می شد ، سوال کرد: آیا در مسجد کسی به تو کمک کرد؟ سائل گفت : وارد مسجد شدم و از مردم تقاضاى كمك كردم، ولى كسى به من اعتنا نکرد، دست خود را به آسمان بلند كردم و گفتم: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضاى كمك كردم ولى كسى جواب مساعدی به من نداد، در همين حال على (عليه السلام) كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. نزديك رفتم و در رکوع انگشتر خود را به من داد.( این آیه نگفته است علی جانشین شماست ،منتهی مطلبی را گفته است که مصداق آن مشخص شده است ) رسول خدا فرمودند: الله اکبر و این آیه را تلاوت کردند : « اِنِّما وَليُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصلَّوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ» و فرمودند: على بن ابى طالب(ع) پس از من ولَّى شما است. گفتند به پروردگارى خدا، به دین اسلام و به پیغمبرى محمد و به ولایت على بن ابى طالب، خشنود هستیم. (3) خدا می فرماید رهبر شما مومنی است که نماز می خواندو در حال رکوع زکات می دهد ،آیا زکات اینجا آمده است علی(ع) جو و گندم و گاو وگوسفند داده است ؟ خیر بخشیدن انگشتر زکات فقهی نیست، زکات در اینجا به معنای انفاق است .بنابراین خداوند فرموده است : نماز بخوانید و انفاق کنید، اگر این معنا را درست گرفتیم و به این واژه قرآنی توجه کردیم آن وقت می بینیم که چقدر معنای زکات گسترده می شود ، نماز بخوانید و انفاق کنید . حالا چه انفاق واجب که شامل خمس است ویا زکات مانند گندم و جو و.. و چه انفاق مستحب یعنی همه را شامل شود ، چقدر آیه زیباست نماز بخوانید وانفاقات واجب خودرا بپردازید و خمس بدهید و زکات واجب را بپردازید و در راه خدا انفاقات مستحبی انجام دهید و به دنیا نچسبید. من فکر می کنم زیباترین تعبیر و دلچسب ترین کلام در باب زکات فرمایش حضرت زهرا(س) است چقدر عالمانه و حساب شده است . هرچه فکر کنیم بیشتر به عظمت کلام حضرت پی می بریم، در خطبه فدکیه که حضرت سخنرانی کردند در بخش اول فلسفه احکام را بیان کردند و در مورد اینکه چرا خداوند نماز ،حج وجهاد را واجب کرده است ،سخنرانی کردندو سپس به بیان فلسفه زکات می رسند، این کلام را خوب توجه کنید تا در قلب شما بنشیند اینکه فلسفه زکات چیست؟ حضرت زهرا (س) فرمودند: « وَ الزَّکَاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ ، وَ نَمَاءً فِی الرِّزْق » خداوند متعال زکات را برای پاکی نفس و فزونی روزی قرار داد. (4)

با انفاق روح خود را پاک کنید:

چقدر این جمله عمیق است یک مثال بزنم معمولا ما دوست داریم روح مان پاک و جسم مان سالم باشدو کسی دوست ندارد روح ناپاکی داشته باشد همه دوست داریم جسم و روح پاک و سالمی داشته باشیم وهمه می خواهند رزق و روزی ما زیاد باشد،درآمد زیادی داشته باشیم و برکت داشته باشد، هم جسم سالم و هم روح طیب و پاک باشد و هم روزی فراخ و گسترده و زیادی داشته باشیم و راهش را حضرت زهرا بیان می کند کسی می خواهد جسم سالم و روح پاکی داشته باشد وهمین طور رزق و روزی هم زیاد شود باید در این دنیا زکات بدهد و انفاق کند . وقتی می خواهیم انفاق کنیم ، شیطان مانع می شود و می گوید انفاق نکن فقیر می شوی .یک سخنران در مسجد صحبت می کرده است که هر وقتی انسان می خواهد انفاق کند، چندین شیطانک دست او را می گیرند و اجازه نمی دهند تا در راه خدا انفاق کند.فردی این سخن را شنید و گفت من قبول ندارم و الان به منزل می روم و از دو گونی گندمی که دارم، یک گونی گندم را به مسجد می آورم و انفاق می کنم که شما بفهمید شیطانکی در کار نیست ، رفت و مدتی طول کشید و دست خالی آمد گفتند چه شد؟ : وقتی می خواستم گونی گندم را بیاورم ،همسرم مانع شد و گفت این کار را نکن ،طول سال دراز است ، ما خودمان محتاج می شویم و بدبخت می شویم اینقدر پافشاری کرد تا منصرف شدم. گاهی فکر می کنیم اگر مالی را در راه خدا انفاق کردیم ویا زکات آن را دادیم، آن مال ازدست ما خارج می شودو مال ما کم می شود ولی تفکر قرآنی این نیست می گوید با زکات روحت را پاک کن ،اگر وابستگی روح به مال و حس جمع آوری مال در انسان زیاد رشد پیدا کند کار به جایی می رسد که انسان کروکور می شود، متاسفانه هستند افراد ثروتمندی که جلوی آنها انسانهای فقیری از گرسنگی جان می دهند ولی اینها بی تفاوت هستند وبه انها کمک نمی کنند و می گویند اوهم خدایی دارد ویا کار کند و زحمت بکشد و حاضر نمی شوندبه او کمک کنند، چون حس جمع آوری مال در او قوی شده است ،حس ترحم ،دلسوزی، شفقت و انسانیت در او می میرد. اگربخواهیم خوب و خودمانی حرف بزنیم مثل این است کسی یک عضوی از بدنش مثلا دست یا پا بیشتر از دیگر عضوهای دیگر رشد کند . صفات روحی انسان هم باید متوازن رشد کند یعنی انسان هم مال را به اندازه جمع آوری کند و هم دلسوز باشد و کار خیر انجام بدهد تا روح او در ابعاد مختلف و متوازن رشد پیدا کند پس یک راه آن پرداخت زکات است ، با زکاتی که شما پرداخت می کنید روح تان از آلودگی پاک می شود. خیلی مهم است که روح انسان متوازن رشد کند وهمه ابعاد روحی انسان باهم و یکسان رشد کند ، راه آن هم پرداخت زکات است، این معنای کلام حضرت زهراست که « الزَّکَاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ »زکات را پرداخت می کنید تا جان شما پاک شودو روح رشد متوازن پیدا کند و طاهر شود.« وَ نَمَاءً فِی الرِّزْق » زکات بدهی مالت زیاد می شود ، "نماء" یعنی رشد و رزقت زیاد می شود کسانی تا کنون اهل خمس بودند هیچ وقت فقیر نشدند، کسانی اهل زکات بودند زندگی شان با برکت شده است کسانی اهل انفاق بودند روز به روز به مالشان افزوده شده است.

نتیجه پرداخت زکات مال:

خداوند رحمت کند حضرت ایت الله دستغیب را که کتابی دارند به نام داستانهای شگفت که داستاهای خوبی دارد. در یکی از داستانهایش می نویسد : در زمان نخست وزیری اسدالله علم ، ملخ ها به مزارع گندم در شیراز حمله کردند وهمه مزارع را خراب کردند جزء یک مزرعه که سرسبز وشاداب مانده بود وملخ ها به آن حمله نکردند. سوال کرد که این مزرعه برای کیست؟ گفتند برای یک پیرمرد است گفت: چه کاری انجام داده است که همه گندم ها را ملخ خورده است ولی مزرعه شما سالم است و مالت حفظ شده است ؟ پیرمرد گفت: من مال کسی را نخوردم که ملخ مال من را بخورد و من هر سال اولین کاری را که انجام می دهم این است که زکات و خمس مال خودم را هر سال پرداخت می کنم و خدواند هم مال من را حفظ کرده است . زکات موجب حفظ مال می شود،گاهی اوقات آفت های ناجور به پسته ها می افتدو زحمات یکساله کشاورز هَدَر می رود، بخش طبیعی آن را کار ندارم ولی بخشی از آن به این خاطر است که بعضی اهل انفاق نیستند . در قدیم هر کشاورز در هر باغ خود یک درخت یا یک ردیف از درختان را مشکل گشا ، متعلق به امام حسین و یا وقف کار خیر می کرد ولی امروز همه می خواهند یک شبه میلیاردر شوند.

پیرمردی که یک شبه حافظ قرآن شد:

یک داستان کوتاه دیگر هم عرض کنم : داستان جوان 27 ساله ای که شبه حافظ کل قرآن شد، کربلایی کاظم ساروقی ، مرد بی سوادی که حافظ قرآن شد،او در سال ۱۳۰۰ هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام کودکی به کار کشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهره ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت می کرد.وی اهل مسجد و منبر بود. یک سال محرم ،کربلایی کاظم به مسجد می رود و روحانی اعزامی از اراک در مورد خمس و زکات و اهمیت آن صحبت می کند. کربلایی کاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت می کند و می پرسد که آیا شما زکات گندمی که زمینش را من می کارم پرداخت می کنی؟ ارباب ناراحت می شود و می گوید: تو به کار من کاری نداشته باش و خودت هر کاری می خواهی بکن. وی می گوید حالا که زکات نمی دهی من هم برای تو کار نمی کنم بعد با حالت قهر روستا را ترک می کند و مدت سه سال در اطراف اراک به کارگری می پردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان می شود و برای او پیغام می فرستد که حاضرم زکات بدهم و پدرم مجدداً به ساروق برمی گردد و مشغول کشت و کار می شود. بعد از آن که حاج محمدکاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد تا مشغول کشاورزی شود، بذری را که قرار است بکارد ابتدا زکاتش را می‌دهد و بعد به کشت و کار می‌پردازد. یک سال تابستان که گندم‌هایش را چیده و کوبیده بود و در «خرمن جا» ریخته بود تا باد بدهد اما آن روز باد نمی‌آمد.مرد فقیری که هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم می‌گرفت نزد وی می‌آید و می‌گوید: کربلایی قدری گندم می‌خواهم تا به آسیاب ببرم فرزندانم گرسنه هستند.ایشان می‌گوید: می‌بینی که باد نمی‌آید، تا برایت گندم آماده کنم با این حال برمی‌گردد به ده، غربال می‌آورد و مقداری گندم غربال می‌کند و به مرد می‌دهد. بعد می‌رود مقداری علف برای گوسفندان می‌چیند و به سمت خانه به راه می‌افتد. در بین راه به امام زاده‌ای که به «72 تن» معروف است می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند وقتی بیرون می‌آید تا علف‌ها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند؛ محمدکاظم بیا با هم در امامزاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم. وی می‌گوید: من الآن در امامزاده بودم و فاتحه خوانده‌ام. آنها اصرار می‌کنند و ایشان داخل امام زاده می‌شود.یکی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: محمد کاظم کتیبه‌های سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه می‌کند و خط هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند که قبلاً نبوده بعد می‌گوید: آقا من سواد ندارم، مکتب نرفته‌ام، چطور بخوانم. آن آقا دوباره تکرار می‌کند که بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی که با دست به سینه وی می‌کشد . شروع می‌کنند به خواندن 6 آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59: « بِسمِ اللهِ الرَحمنِ اَلرحیم، اِنَّ رَبَکُمُ اللهِ اَلذی خَلَقَ السَمواتِ وَ اَلاَرضَ فِی سِتَهِ اَیامِ ثُمَ استَوی عَلَی اَلعَرشِ یُغشِیَ اَللَیلُ النَهار یُطلِبُهُ حثَیثَاً وَالشَمسُ وَ القَمَر وَ النُجُوم مُسَخَراتِ بِاَمِرهِ، اَلا لَهُ الخَلقَ وَ اَلاَمرُ تَبارَکَ اللهُ رَبَ العالَمین...»کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند اما کسی را آنجا نمی‌بیند بعد با خودش می‌گوید که آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته؟ اسم مرا از کجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند. بعد بی‌هوش می‌شود و تا اذان صبح در امامزاده می‌ماند. بعد که به هوش می‌آید نماز صبح را می‌خواند. هوا که روشن می‌شود علف‌ها را برمی‌دارد و به منزل می‌آید پدرش از وی می‌پرسد: دیشب کجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم.می‌گوید: دیشب امام زاده بودم و ماجرا را تعریف می‌کند. اهل خانه فکر می‌کنند که او دعایی شده یا جن گرفته پس او را نزد همان واعظی که هر ساله به ساروق می‌آمد می‌برند.واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت می‌پرسد: پسر جان چطور شده آیا سواد داری. محمدکاظم می‌گوید: نه سواد ندارم. کسانی هم که آنجا بوده‌اند گواهی می‌دهند که سواد ندارد. بعد می‌گوید: خب حالا قصه چیست؟ ایشان ما وقع را توضیح می‌دهد. آقا صابر می‌پرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن می‌کند. آقا صابر می‌گوید: این قرآن می‌خواند. جن گرفته نیست. به او کرامت شده آقا صابر قرآن می‌خواهد، می‌آورند هر جایی از قرآن را که باز می‌کند و یک آیه می‌خواند حاج محمدکاظم بقیه‌اش را می‌خواند.آری این بود جریان عجیب و ماجرای استثنایی کربلایی کاظم (5).همه اینها از برکت حلال خوری و از برکت حضرت صاحب الامر (عج) است که ماجرای حفظ او در دنیا بی سابقه شد،زمانی بین قُّرای مصری اختلافی پیش آمد عده ای از قاریان می گفتند این آیات را باید اینگونه بخوانیم، عده ای می گفتند باید طور دیگر خوانده شود، خدا رحمت کند نواب صفوی وقتی برای سخنرانی می خواستند به مصر بروند، کربلایی کاظم را هم با خودش به مصر برد و قُّّرا مصری قرائت صحیح را از ایشان یادگرفتند. انسان عجیبی بود ، قبر این مرد بزرگ در قبرستان قم است.اگر یک صفحه عربی به او می دادی هر کجا آیه قرآن بود، دست روی آن می گذاشت . وقتی سوال کردند آیات قرآن را چگونه تشخیص می دهی؟ میگفت قرآن نور دارد من از نورانیت قران می فهمم این آیه قرآن است ،برادران و خوهران حلال خوری چنین برکاتی را دارد، خلاصه کلام برکت در پرداخت زکات است ، حرف من این همه راجع زکات صحبت کردم همین است که پسته داران هم باید زکات بدهند، درست است زکات پسته واجب نیست ولی مستحب است. از درآمد سالیانه خود ،خرجها و مخارج کارگری همه را کم می کنیم وقتی کم شد بیست منی یک من را زکات بدهید تا زندگی رونق پیدا کند و با برکت شود، باید به واجبات و مستحبات برگردیم تا گره ها باز شود. زکات را هم می توان به فقیر کمک کنی و یا برای ازدواج دختران و پسران محتاج خرج کنید، زکات زندگی هارا نجات می دهد و گِره ها را باز می کند.
برادران و خواهران تا زنده ایم و نفس می آید و می رود برای آخرت خود کاری بکنید این قدر آدمهایی فوت کردند و دوست داشتند تا به دنیا برگردند تا کار خیر انجام دهد ، تا زنده ایم خودمان یک قدم برای خودمان برداریم بعد از ما کسی برای ما قدم خیر بر نمی دارد.

خدایا عاقبت همه ما راختم بخیر بگردان

خطبه دوم


اَلحَمدُ اللِه رَبِ اِلعالَمینَ الصَلاة وَالَسلامُ عَلی عَبِداللِه وَ رَسُولِهِ وَحَبیبِه وَصَفیهَ وَحافِظِ سِرِه وَمُبَلغِ رِسالاتِه سِیدِنا وَمَولانَا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَدصلی الله علیه وآله وسلّم وَعَلی آله الطَیِبینَ الطاهِرین المَعصُومینَ اَلهُداةِ المَهدیین وَالَلعنَ الدائم عَلَی اَعدائِهِم اَجمَعینَ ِاِلی قِیامِ یَومِ الدین.

اُوصیکُم عِبادَالله وَنَفسی بِتَقَوَیَ الله.

انفاقات خود را به حوزه های علمیه اختصاص بدهید:

در توصیه به تقوی پرداخت زکات را فراموش نکنید مخصوصا به جاهایی که بیشتر نیاز دارد. از جمله مراکزی که نیاز است مومنین بیشتر به آن کمک کنند حوزه های علمیه است، برای این که دولت کمکی به حوزه ها نمی کند . درست است دولت ما اسلامی است ولی حوزه های علمیه از بودجه دولتی تامین نمی شود و با وجوهاتی که مردم پرداخت می کنند اداره می شود ،بنابراین ضرورت دارد برای اینکه این دین و مکتب و این قرآن و اسلام ناب زنده بماند، ما نیاز داریم به مروج دین ،به مُبّلغ دین و مجتهد به تربیت ولی فقیه برای همیشه و تاظهور حضرت صاحب الامر و این کار برعهده حوزه های علمیه است به نظر من برادران و خواهران به این مطلب توجه ویژه داشته باشید.

جانفشانی رزمندگان اسلام در زمان جنگ:


هفته دفاع مقدس را گرامی می داریم عزیزان هم زحمت کشیدند در نماز جمعه و به یاد زمان جنگ سنگر درست کردند ، برادران و خواهران ما هرچه داریم از دفاع مقدس است ،همین نماز جمعه که می خوانیم ، روضه ها و جلسات دعا همه واقعا از برکت خون شهدا و حضور رزمندگان و استقامت و ایستادگی آنهاو از برکت هدایتگری های امام و امروز هم از برکت ولایت فقیه ورهبر عزیز است .اگر رزمندگان به جبهه نمی رفتند، دشمن برنامه ریزی کرده بود جمهور ی اسلامی را سرنگون ونابود کند .دشمنان قصد داشتند تا سه روزه هم به تهران بیایند، شهرهای مرزی را که متعلق به خودشان میدانستند وحتی صَدامیان در کتاب های خودشان شهرهای مرزی ایران را با نام عربی آورده بودند ،اروند رود و شط العرب می دانستند،شهرهای مرزی را متعلق به خودشان می دانستند، می گفتند ما پایتخت را می خواهیم، هدف تصرف پایتخت و نابودی جمهوری اسلامی بود. دفاع ما در مقابل یک جبهه جهانی همه جانبه بود ، جنگی تمام عیار بر علیه انقلابی نوپا ،در انقلاب اسلامی دست عنایت خدا را با تمام وجود حس می کنید و می بینید . قبل از سال 59 چقدر توطئه در کردستان و چقدر مسائل و مشکلات هم بعد از انقلاب ، 8سال جنگ تحمیلی که فرانسه ،انگلیس، امریکا، شوروی، چینی ها و اعراب به ایران تحمیل کردندو در مقابل آنها پناه ایران فقط توکل بخدا و اسلام ناب بود ، رزمندگان ما با خون سیدالشهدا که در رگ های آنها جریان یافته بود و هدایت گری های امام در مقابل جهان کفر ایستاد، در زمان جنگ ما هیچ چیز نداشتیم یک سیم خاردار هم به ما نمی دادند ، تحریم دارویی هم بودیم، هر کدام از این مشکلات کافی بود تا کشوری را از پا دربیاورد ،در اوایل انقلاب بزرگان مملکت را مانند: رئیس جمهور، رئیس مجلس،رئیس قوه قضائیه و تعدادی از نمایندگان، ائمه جمعه و 17هزار نفر از مردم کوچه و بازار را منافقین به شهادت رساندند ،یک جنگ تمام عیار ! ولی امروز به برکت اسلام و قرآن و به عنایت حضرت زهرا وامام حسین روز به روز مملکت ما قدرتمندتر شده است و این درخت ریشه دارتر شده است ، نظام ولایت استحکام پیدا کرده است و مرزها گسترش پیدا کرده است ،خدا را بر این نعمت شکرگزاریم. آن زمان کشور ما 45 میلیون جمعیت داشت و حدود 2.5 درصد آنها درگیر جنگ بودند ولی عراق 15 میلیون جمعیت داشت و 5میلیون درگیر جنگ بودند . آنها هم کشته ومعلول زیادی دادند ولی کسی از آنها اسمی نمی برد ،رزمندگان آنها کشته شدند ولی رزمندگان ما شهید شدند، امروز مزارآنها گره گشا و دارالشفاست و دردها دوا میکنند ، شهدای ما کرامت زیادی دارند .این صحنه ،صحنه دفاع مقدس است باید قدر بچه های جنگ را بدانیم، قدر خانواده شهدارا بدانیم، ما مدیون خانوده شهداهستیم.متاسفانه در برخی شهر دیدیم به بهانه های مختلف نام شهدا را از کوچه ها پاک کرده بودند و الحمدالله در شهر ما از این خبرها نیست، مسئولین ما خودشان بچه های جبهه و جنگ هستند و شهید داده هستند و نعمت بزرگی است .با وجود سلایق مختلف ما در شهرستان وحدت و همدلی و دلسوزی داریم. حتی همه اعضای یک خانواده هم همه مثل هم فکر نمی کنند و سلایق مختلف دارند ولی همه یک هدف داریم و کشورمان، استان و شهرستانمان پیشرفت کند و اسلام ناب در دنیا بدرخشد ان شاءالله و به خواست خدا.

ایستادگی ومقاومت رمز پیروزی :

رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود در جمع خبرگان فرمودند: استمرار پیشرفت کشور به شرط توکل بر خداست ،همانطور تاکنون به خدا توکل کردیم الان هم به خدا توکل داریم. ایستادگی و مقاومت رمز پیروزی است ، امروز مقاومت جواب داده است ، هزینه استقامت از تسلیم بسیار کمتر است، شما ببینید امروز امریکایی چقدر به عربها توهین میکنند وبه رؤسای آنها اهانت می کنند و آنها را یک گاو شیرده می دوشند ،من حتی شنیدم در یک جلسه ترامپ بن سلمان را ه نداده است و گفته است او شپش دارد و او را بی احترامی کرده بود .تسلیم یعنی ذلت و بدبختی ولی نظام جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان استقامت کرده است ،دیگر کشورهای اسلامی هم مانند لبنان ، یمن ، سوریه و... راه استقامت در پیش گرفته اند، سعودی ها چه جنایاتی را که در یمن مرتکب نشدند، 90 هزار کودک در این جنگ قرابانی شدند و انسانهای زیادی کشته شدند ، 250 هزار بمب بر سر مردم مظلوم یمن ریختند، ولی یمن با دست خالی مقاومت کردند وامروز به جایی رسیدند که دست روی گلوی امریکاو منطقه سرسبز سعودی ها می گذارند و شرکت نفتی آرامکو را با این همه چشم در دنیا نابود می کنند، اگر یک پرنده در هر جای دنیا بپرد ،آواکس های امریکایی آن را می گیرند و متوجه می شوند، ولی یمن تا حدی پیشرفت کرده است که با وجود اینکه اطراف شرکت آرامکو اسلحه و توپخانه مجهز دارد ولی ده پهباد از این ملت مظلوم و فقیر حرکت می کند و عده ای نیز از داخل آرامکو با آن همراهی می کنند ، پهبادها چنان این شرکت نفتی را واژگون کردند که تولید ده هزار بشکه به 5000 هزار کاهش پیدا می کند و بزرگترین و ثروتمند ترین شرکت تولید کننده نفت در جهان به یک شرکت وارد کنده تبدیل می شود، بعد از آن صدای همه مجامع بین المللی دنیا به اعتراض درآمده است در حالیکه این همه مردم یمن کشته شدند، مجامع بین المللی فقط سکوت کردند، هر روز بمب باران و 400 هزار نفر از کودکان یمنی سوء تغذیه دارند اینها غم نبود همین که آرامکو را زدند همه کشور ها و سازمان ملل داد و فریاد حقوق بشرشان بلند شد . این نتیجه استقامت است امروز هم انصارالله یمن اعلام کرده است ما حاضریم با شما صلح کنیم ، شما هواپیماهای خود را از آسمان یمن خارج کنید و بمب باران را قطع کنید ، ما با شما صلح می کنیم ، یک ملت مظلوم در مقابل دنیا اینگونه با مقاومت سرافراز شده است ، اینها همه از برکت امام و از برکت خون شهدا و از برکت سیدالشهداست، رهبر انصارالله هم به رهبر معظم انقلاب پیام دادند: رهبری شما را در امتداد رهبری رسول خداو امیرالمومنین می دانیم ،اکثر یمنی ها شیعه زید بودند که شیعه 12 امامی شدند سیدحسن نصرالله نیز در سخنرانی خودش حرف جالبی را زدند همان سخن یاران سیدالشهدا در کربلا و خطاب به رهبر انقلاب گفتند: یک جان که هیچ، ای کاش من هزار بار کشته می شدم و زنده می شدم و جانم را دراه شما هدیه می کردم. چه معرفتی امروز سراسر جهان اسلام را گرفته است، این نورانیت پرتو افکن است .آینده دنیای اسلام هم واقعا درخشان است، رهبر معظم در سخنرانی اخیر فرمودند: علاوه بر توکل بخداباید امید به آینده داشت ، واقعا آینده ما ، آینده درخشانی است واین پرچم در دست حضرت صاحب قرار می گیرد . اقایی هم که از بغداد به ایران آمده بود وصحبت کرد راجع به ایرانیها روایتهایی را از پیامبر گفت ، از جمله گفت : سیدخراسانی پرچم را به دست صاحب الامر میدهد و رو کردند به رهبر معظم و گفتند سید خراسانی شما هستید بعد گفتند ان شاءالله امیدواریم هرچه زودتر ظهور حضرت صاحب الامر اتفاق بیفتدو این پرچم و نهضت به دست مبارک حضرت صاحب الامر قرار بگیرد، ان شاءالله.
خدایا به حق محمدو آل محمد آنچه را که گفتیم و شنیدیم مورد رضایت خودت قرار بده.


پی نوشت:

1- سوره مبارکه بقره آیه 43

2- سوره مبارکه مائده ،آیه 55

3- شیخ صدوق، الأمالی، ص 124، کتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376ش. گفتنی است که این ماجرا به گونه های دیگری نیز نقل شده است؛ ر.ک: کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، محقق و مصحح: کاظم، محمد، ص 127، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران، چاپ اول، 1410ق.

4- خطبه فدکیه : بلاغات النسأ، تأليف أحمد بن طيفور ، ص 26/ مختصر بصائر الدرجات، تأليف حسن بن سليمان حلّي ، ص 456./ من لا يحضره الفقيه، تأليف شيخ صدوق (ره) ، ج 3، ص 372، ح 1754.

5- ر.ک : کتاب داستانهای شگفت ، سید عبدالحسین دستغیب



http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3010.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3011.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3012.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3013.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3014.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3015.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3016.jpg

http://yascms.ir/emam/gozaresh/u3017.jpg

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.